أبي المعالي القونوي ( مترجم : خواجوى )

63

مرآة العارفين ومظهر الكاملين في ملتمس زبدة العابدين ( فارسى )

معقول ، عاقل ذات خود ، و مدرك هويت وجوديه خويش است ، لذا ذات او عالم به ذوات و حقايق كليه موجودات است كه به تفصيل در مرتبه ذات احديت موجود و مشهود اويند . پس علم اجمالى در عين تفصيل مقدم بر ايجاد ، و ماسوى اعم از صور تفصيليه علميه و عقول كليه و نفوس و اجرام و اجسام ، همگى متأخر از ذات واجب الوجودند و علم او به ماسوى در مرتبه ذات و هويت وجوديه خويش ، صور مرتسمه در ذات يا صور منفصله از ذات و مغاير با ذات نيست ، بلكه عبارت است از وجود معانى كثيره علميه ، كه منطوى در ذات و مندرج در نفس هويت واجب الوجود بوده و محكوم به حكم وجوب وجود ، و موجود به وجود واجبى است . اگر سؤال شود كه : با وجود علم ذاتى اجمالى در عين كشف تفصيلى ، چه حاجت به اثبات صور علميه منفصله است ؟ جواب مىدهيم كه : وجود صور علميه از لوازم تعقل ذات ، و تعقل معلولات به ترتيب علّى و معلولى ، و سببى و مسببى است ، لذا براى ذات دو نحو از تعقل خواهد بود ، يكى تعقل اشيا در مرتبه ذات ، به نحوى كه اشيا موجود به عين وجود ذات ، و معقول به عين تعقل ذات باشند و ديگرى تعقل اشيا در مراتب وجوديه تفصيليه مخصوص به خود ، كه هر موجودى در مرتبه وجوديه خويش نيز معلوم و مشهود ذات الهى است ، زيرا واجب الوجود عالم به وجود اشيا در جميع مراتب نفس الامريه آن‌هاست و هيچ موجودى در هيچ مرتبه از مراتب نفس الامريه وجود ، از حضرت واجب الوجود مختفى و پنهان نخواهد بود . ذات واجب الوجود منشأ وجود هر موجود ، و مبدأ فياض ماسوى و جامع جميع كمالات و فضايل است ، لذا مانعى ندارد كه معانى كثيره ذاتيه‌اى به نام صفات در مرتبه ذات صدق نمايد به‌نحوى كه معانى و كمالات ذاتيه همگى موجود به وجود ذات ، و مانند ماهيت موجود به نفس وجود و متحقق به تحقق او باشند ، و چنان‌كه مصطلح عرفاست : نفس معانى ذاتى و محمولات عقليه را جداگانه و بدون اعتبار و ملاحظه ذات ، صفت خوانيم و با اعتبار و ملاحظه ذات اسم گوييم . پس معانى ذاتيه و محمولات عقليه كه با تقرير مزبور ثابت در ذات و محكوم به حكم ذات و موجود به وجود ذات و ثابت به ثبوت ذاتند و در اصطلاح عرفا اعيان ثابته ناميده